......امروز می خوام براتون یه پست جدید بذارم
یه شعر قشنگ از دوست عزیزم سمیه پناهی
امیدوارم که خوشتون بیاد
حتما برام گلبرگ بذارین و نظرتونو در مورد این شعر بگین
پیشاپیش از نظراتون ممنونم
امشب به یاد عشق تو صد نقشه درسر می کشم
چشم سیاهت را به خون آغشته و تر می کشم
گفتی که من را سایه ای در کنج این ویرانه ای
با یاد تو من با دلم در آسمان پر می کشم
گفتی که من مست توام در نیستی هست توام
امشب شراب عشق را با جرعه اش سر می کشم
گفتم تویی فرهاد من ای عشق بی فرجام من
بر لوح دل من باز هم نقش مکرر می کشم
گفتم گناهم عشق بود نازنگاه چشم بود
چشم تو را با قطره ای اشک و مکدر می کشم
در شبی غمگین تر از من قصه ی رفتن سرودی
تا که چشمم را گشودم از کنارم رفته بودی
سلام دوستان نازنینم![]()
امیدوارم همتون شاد و سرحال باشین
راستش دایی یکی از دوستان وبلاگ نویسم(عاشقی بد دردیه)دیروز فوت کرد![]()
![]()
![]()
به دوست خیلی خیلی عزیزم تسلیت میگم![]()
![]()
![]()
بیاین برای آمرزش روح این عزیز از دست رفته همه با هم یه صلوات بفرستیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد



